نمیدونم شروعش رو باید کی دونست، وقتی اولین بار دیدمت؟ وقتی اولین بار توجهمو جلب کردی؟ اولین بار که برخورد داشتیم؟ اولین بار که دعوا کردیم؟ شاید هم اولین قهر و آشتیمون؟ یا ابراز عشقم، خواستگاریم، جواب مثبت تو یا ....
برای من اما شروعش پیشتر از این حرفاست و بیشتر از این 6 سال. این 6 سالی که همش خاطره های تلخ و شیرینه که میشه ازش یه نسخه مثنوی هفتاد منی و 4-5 تا حسین کرد شبستری درآورد!
خوشحالم که بالاخره شرعی و قانونی(:دی) به هم رسیدیم!
چه حس خوبیه تو رو داشتن... قول میدم خوشبختت کنم ماری عزیزم...
---------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.1: چون خیلی از دوستان وبلاگی، کم و بیش در جریان رابطه ما بودن، دوست داشتم از این طریق یه جورایی اطلاع رسانی کنم، پیشاپیش پذیرای تبریکات صمیمانه شما نیز هستیم! :دی
پ.ن.2: این فقط یه اطلاع رسانی بود، پس احتمالا باز هم خاموش میشویم...