دورخوانی پنجم
- مثل اینکه جلسه پیش از حضور ما رسمیتی نداشت! چون تا ما رسیدیم خواندن کتاب شروع شد! اول 7 8 نفری روی حصیر ها نشسته بودیم! اما کم کم همه به حالت ایستاده در آمدند، طوری که تنها من و آقای دبیر نشسته بودیم!
- بعد از خواندن 30 صفحه از کتاب شروع به بحث کردیم. من به شخصه با این نوع از بحث کاملا مخالفم. ترجیح میدادم به جای این نوع بحث که کاملا پراکنده بود به یک موضوع جزئی تر میپرداختیم. کلا بحث بر روی مسائل اعتقادی (که گوشه ای از بحث های دیروز را در بر میگرفت) کار عبث و بیهوده ایست! وقتی یک نفر اصل وجود علم ریاضیات را قبول نداشته باشد چگونه میتوان برای او قضیه فیثاغورث را ثابت کرد؟!!!
- مدیونید اگر فکر کنید در حین خواندن کتاب و بحث بعد از آن، کسی حواسش به سوپِ نازگل یا "گز"های گودول بود!
- وسط جلسه دوربینمان را درآوردیم اما جرئت نکردیم عکس بگیریم!
- در پایانِ جلسه چند تن از دوستان هدیه تولدِ آریانای عزیز را پیش از موعد تقدیم کردند! ما هم به رسم یادبود هدیه ناقابلی به الهام و عیسی تقدیم نمودیم!
- بعد از جلسه به یک قرار مهم نرسیدیم، و کلی دپسرده شدیم!
- نقدکوتاهی بر کتاب در ادامه مطلب
[بعد نوشت: از دیدن "آقای صفر و نیم" و "باران پاییزی" برای اولین بار هم کلی ذوق کردیم!]

