قیامت میکنی سعدی، بدین شیرین سخن گفتن...
"بسمه تعالی، منبر رفتن بدون مطالعه قبلی حرام است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته..."
البته ما به بزرگی ایشان نیستیم، اما این جا برایمان به اندازه همان منبر حرمت دارد و خوانندگان و مخاطبانمان عزیزند، نمی شود که وقتی حرفی نداریم بیاییم هر چرندی را اینجا بنویسیم آن هم به بهانه اینکه روزانه نویسیم!
در حال نوشتن این سطور در اینجا بودیم که گفتیم تورقی کنیم گلستان سعدی را که "همه گویند و سخن گفتن سعدی دگر است" و این آمد:
" طایفه ای از بزرگان هندوستان در فضیلت بزرجمهر سخن می گفتند، در آخر جز این عیبش نداشتند که بطیء است، یعنی درنگ بسیار می کند و مستمع را بسی منتظر باید بود تا تقریر سخنی بکند...
بزرجمهر بشنید و گفت: اندیشه کردن که چه گویم، به از پشیمانی خوردن، که چرا گفتم...
مزن بی تامل به گفتار دم / نکو گوی، گر دیر گویی چه غم؟
سخن پرورده ی پیرِ کهن / بیاندیشد آنگه گوید سخن..."
و به قول حافظ:
با خرابات نشینان ز کرامات ملاف / هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد...
بعد نوشت: وب هایتان را میخوانیم، نظراتتان را نیز. اما فعلا نه اینجا نظراتتان را تایید میکنیم و پاسخ میگوییم و نه برایتان نظر می گذاریم... باشد که حول حالنایی اتفاق افتد و روحیاتمان منقلب شود تا خلاف آنچه گفتیم عمل کنیم...
کمی حالمان گرفته است.