اگه پست قبل رو فاکتور بگیریم  (که بیشتر از هر چیز یه پست خبری بود) دقیقا یک سال میشه که تو وبلاگم چیزی ننوشتم.

وقتی ادم به چیزی عادت میکنه سخت میتونه ازش دل بکنه ، مخصوصا  اگه ازش خاطرات تلخ و شیرین فراوونی داشته باشه...

بعد از کلی دودل بودن بالاخره دلم طاقت نیاورد و برگشتم تا بنویسم، خونده بشم و بخونم...

تا باز خاطرات تلخ و شیرینی رو بسازم،

و با دوستانی همراه بشم که نظیرشون تو دنیای واقعی کمتر گیر میاد :)