توضیح1: کمتر از 20 روز به موعدی که باید سمینار ارشدم رو تحویل بدم مونده و حدود یک ماه هم تا زمان ارائه.

اما هنوز یک صفحه هم از سمینار حاضر نیست! موضوعی که دارم هم اونقدر عجیب غریبه که شک دارم تو این 20 روز بتونم کاری کنم!

توضیح2: پال مخفف کلمه پالایشگاست! پت هم مخفف پتروشیمی!

-------------------------------------------------------------------------------

م- خب از بس بدم اومده از این مهندسی شیمی. کی میشه من برم دنبال عشقم! فکرت جای بد نره، عشقم یعنی معلمی! آخ که چقدر دوس دارم سر کلاس برم و درس بدم، بعد بچه ها سوال بپرسن و دوباره و صدباره توضیح بدم...

الف- دیوونه نشو پسر! باز تو زد به سرت! آخه معلمی هم شد کار؟ بچسب به همین درس الانت! 4 روز دیگه ام با این معدل راحت استخدامی دیگه! مگه خودت نبودی میگفتی خیلی رشته امو دوست دارم؟!

م- آره خب. اوایل خیلی به این میم.شیمی علاقه داشتم ولی حالا دیگه واسم خسته کننده شده. به نظرم خیلی مسخره است که آدم بره تو پال یا پت فقط کارش چک کردن 4 تا عدد باشه! فوقش سالی 1 بار پال رو shutdown می کنن. اون موقع هم که از رو manual میخونی که باید چیکار کنی! تموم!

الف- خب مگه بده دیوونه؟! کار راحت و میخوای ول کنی بری کجا؟!!

م- کی گفته راحته؟ خیلی هم سخته!اصلا تو به من چیکا داری؟ من همینقدرم که میم.شیمی خوندم محض خاطر یه نفر دیگه بود! میخوام دکترا رو برم مدیریت! شایدم هتلداری! شایدم صنایع! فکر دکترای خارج که از سرم پرید!

الف- یه نفر دیگه! یه نفر دیگه! زندگیه درست کردی واسه خودت؟ دیوونه ای دیگه! هر کی جای تو بود الان دانمارک بود! بیخیال! بحث با تو فایده نداره.

م- دقیقا! راستی فهمیدی زلزله اومد؟ من همون موقع حس کردم

الف- طبیعیه! آخه حیوونی دیگه! حیوانات زلزله رو خوب تشخیص میدن!

...ادامه دارد