نمیدونم تا حالا شده به یه آشنا تو وب برخورد کنین؟ یا برعکسش، با یه نفر تو وب آشنا شین؟

من تجربه هر دوش رو به کرات دارم...

برخورد با آشنا که زیاد بوده... چون من تو وب همیشه با اسم و مشخصات واقعیم جلو میرفتم،

آشنا شدن با دوستای مجازیم هم که زیاد بوده و خودم دلیلی واسش ندارم! اصلا هم آدمی نیستم که برم دنبال کسی واسه دوست شدن،

هر چی بوده روابطی بر پایه احترام و دوست داشتن در یه حد متعادل بوده. گواه این موضوع هم دوستای وبلاگیم هستن که رابطمون از احوالپرسی تلفنی فراتر نرفته...

و جالب اینجاست که اهالی هر محیط مجازی خصوصیات خاص خودشون رو دارن، تو یاهو شخص کاملا دروغگوه (99%)، احتمالا حتی یک اطلاع درست هم نمیده،معمولا هم افکار این ادم ها افکار ج.ن.س.ی و هدفشون سواستفاده از طرف مقابله. در واقع تو یاهو ادما شخصیت رویایی ِ خودشون هستن!

تو جی میل، گوگل بازز و گوگل ریدر آدما کمی بهترن، درصد خیلی کمی مثل یاهویی ها هستن. اشخاص جالبی رو میشه تو شبکه های گوگل پیدا کرد که بیشتر در این محیط ها روحیه شاد خودشون رو به نمایش میذارن، پس نکته مهمی که من راجع به گوگلی ها فهمیدم اینه که همه اون شادی ها غیر واقعیه و خیلی از اون ها غم های بزرگی دارن. در عین حال ادم های موفق هم در گوگل هستن. درصد دروغ گفتن به شدت نسبت به یاهو کمتره(شاید حدود 50%).

تو گوگل ادما شخصیت شاد خودشون هستن!

تو فیس بوک به دلایل خاصی ادما مجبورن خودشون باشن و خیلی هم صادق باشن! چون به راحتی امکان داره کسی اونا رو سرچ کنه و حتی خصوصی ترین عکس هاشون رو ببینه.

اما جالب ترین محیط مجازی محیط وبلاگ نویسیه. من صداقت عجیبی تو کامنت های دوستان وبلاگیم میبینم.اینجا جاییه که ادما فقط ذهنشون رو خالی میکنن.

روح این ادماست که اینجا حکمرانی میکنه و همینه که این محیط رو واسه ادم دوست داشتنی میکنه. قشنگی اینجا اینه که میتونی بی دغدغه قربون صدقه دوست وبلاگیت که جنس مخالف هم هست بری!

میتونی هرقدر میخوای ازش تعریف کنی بدون اینکه نگران بشی که شاید واسه طرف سوتفاهم شه. چون حتی اگه سووتفاهم بشه هم اتفاق خاصی نمیفته! اینجا رو دوس دارم چون همه توش راحتیم!

چون وقتی همو میبوسیم "وبلاگی" میبوسیم! چون وقتی قربون صدقه هم میریم "وبلاگی" قربون صدقه میریم! ...


پ.ن. تو هم "وبلاگی" دوسم داری؟