وبلاگ: رسانه یا دفترچه خاطرات؟
با تحربه چند ساله وبلاگ نویسی و در به دری و وبلاگ عوض کردن و داشتن چند تا وبلاگ همزمان و... میتونم بگم ادمای این دنیای مجازی به چند دسته تقسیم میشن:
-افرادی که فقط برای خوندن بقیه میان تو بلاگ ها(آدم هایی که وبلاگ ندارن)
-افرادی که برای خونده شدن میان تو وبلاگ(اکثریت قریب به اتفاقِ ِما)
-افرادی که برای خالی شدن از تنش ها و سختی های زندگی شخصی میان تو وبلاگ(افراد بسیار کمی که بود و نبود مخاطب واسشون مهم نیست!)
وبلاگ نویس ها هم به دو دسته تقسیم میشن:
-وبلاگ هایی با موضوعات و نوشته های کلی،دارای بار مفهومی، انتقادی، اجتماعی و فرهنگی، عمیق وقابل تامل
-وبلاگ هایی با نوشته های به اصطلاح عامه پسند، خاطرات معمول روزانه، معروف به وبلاگ های زرد
البته وبلاگ هایی که به صورت ترکیبی به هر دو دسته بپردازند هم وجود دارن.
دسته دوم وبلاگ نویس ها به شدت از طرف دسته اول مورد تقبیح و سرزنش هستند، در این تقبیح همین بس که اونا رو وبلاگ زرد خطاب میکنن! دسته اول گاهی به وبلاگ های هم رده خودشون هم حمله میکنند. دلیلش رو نفهمیدم! شاید حس رقابت میکنن!
[میان نوشت: یعنی تو این دنیای به این بزرگی ما جای هم رو تنگ میکنیم؟]
وبلاگ رسانه است؟ بله، وبلاگ رسانه است. کلمه رسانه یا Media به معنی ' رساندن' است. میشه چهار هدف کلی برای یک رسانه توصیف کرد:
- سرگرمی و تفریح
- آگاهی و دانستن از جهان هستی
- ارتباط اجتماعی
- هویت شخصی و تعریف خود (مقایسهٔ تجربه و دیدگاه خود با تجربهها و دیدگاه های کسانی که در رسانهها ظاهر میشوند)
فکر کنید. شما در کدوم جهت مینویسید؟ کسی که اون رو "وبلاگ زرد" خطاب میکنیم در چه جهتی مینویسه؟
اصلا تعریف نشریه یا رسانه زرد چیه؟ رسانه زرد رسانه ایه که با پرداختن به مسائل هجو، هزل، مسائل خصوصی اشخاص معروف، ویا مسائل احساسی، عاطفی و شورانگیزسعی در بالا بردن میزان مخاطب دارند!
کدوم یکی از وبلاگ هایی که زرد خطابشون میکنیم بالاتر از 10 بازدید در روز دارن؟ اینکه یه دختر 14 ساله احساساتش رو در قالب یک وبلاگ بیان کنه دلیل بر زرد بودن اون وبلاگه؟ من لذت میبرم از خوندن خاطرات اون دختر، وقتی از دغدغه هاش مینویسه، یا وقتی یه شعر تکراری عاشقانه رو برای هزارمین بار تو وبلاگش میخونم، و هیج وقت نمیپسندم که کسی بهش بگه: "جمع کن برو"، چون از روی صمیمیت مینویسه...
همینطور هم هست راجع به دغدغه های بزرگترهایی که تو بلاگستان هستن، من هیچ وقت تو بازی هایی که کرگدن راه انداخت شرکت نکردم، گرچه همیشه میخوندمش، وبلاگ وحید رو هم زیاد دوس نداشتم گرچه سر میزدم، اما توهین به هیج کس رو نمیتونم قبول کنم...
وبلاگ یک رسانه است، اما این رسانه فقط یک بعد نداره! اینجا ده ها هزار رسانه وجود داره که هرکدوم مخاطب خاص خودشون رو دارن... هر کدوم حرفای خاص خودشون رو دارن... هر کدوم سبک نوشتاری خودشون... هر کدوم دغدغه های خاص خودشون...
یاد بگیریم با هم بودن رو، بودن با آدمایی که شاید تو دنیای حقیقی هیچ وقت نبینیمشون...
پ.ن.1: امیدوارم کرگدن و وحید هرچه زود تر برگردن.
پ.ن.2: در همین رابطه:
کرگدن بی ما سفر کرد، اون یکی نیمه من
بعد نوشت1: وبلاگ زرد وبلاگیه که واسه رسیدن به مخاطب زیاد هر کاری میکنه! دقت کن، "هر کاری..."
بعد نوشت2: یادم نبود، ما هیچ، ما نگاه و نئوبلاگر هم رفتن...